وقتی نفت صادر نمی‌شود، باید نفت ایران را به موتور تولید تبدیل کنیم، نه صرفاً منبع درآمد.

وقتی نفت صادر نمی‌شود، باید نفت ایران را به موتور تولید تبدیل کنیم، نه صرفاً منبع درآمد.

موتورتولید

جناب آقای دکتر اسدالله غلام پور
(دکترای اقتصاد نفت و انرژی)
رئیس‌جمهور محترم گفته است: “اکنون نمی‌توانیم نفت صادر کنیم.”  این سخن، با توجه به شرایط فعلی و محدودیت‌های ایجادشده برای صادرات، یک هشدار جدی برای اقتصاد ایران است؛ زیرا بخش مهمی از درآمد ارزی و منابع بودجه‌ای کشور به زنجیره نفت و گاز وابسته است.
اما اگر صادرات نفت برای مدتی، محدود یا متوقف شود، سؤال اساسی این نیست که چگونه فقط نفت بیشتری صادر کنیم؛ بلکه باید پرسید با نفتی که امکان صادرات آن وجود ندارد، چه کار اقتصادی بهتری می‌توان انجام داد؟
اگر نفت را نمی‌توانیم صادر کنیم، باید آن را تا حد امکان به ارزش افزوده، فرآورده، خوراک صنایع و محصولات پتروشیمی تبدیل کنیم.
این نکته به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که طبق برآوردهای بودجه‌ای، بخش قابل‌توجهی از نفت خام و میعانات تولیدی کشور اساساً مستقیماً صادر نمی‌شود و به پالایشگاه‌های داخلی تحویل داده می‌شود؛
در بودجه ۱۴۰۴، تولید نفت خام ۳.۷۵ میلیون بشکه و تولید میعانات گازی ۶۹۰ هزار بشکه در روز فرض شده و میزان مصرف داخلی نفت خام و میعانات ۲.۵۹ میلیون بشکه در روز در نظر گرفته شده است. نکته مهم این است که این رقم، الزاماً به معنای مصرف نهایی یا سوختن نفت نیست؛ بلکه باید در زنجیره پالایش، پتروشیمی و سایر مصارف داخلی تحلیل شود.ایران از ظرفیت پالایشی قابل‌توجهی برخوردار است و ظرفیت اعلام‌شده پالایش کشور در محدوده بیش از ۲.۲ میلیون بشکه در روز قرار دارد
 بنابراین، وقتی وزیر نفت یا مدیران صنعت نفت از میزان نفتی که “روزانه در داخل مصرف می‌شود” سخن می‌گویند، باید یک تفکیک مهم انجام شود: این نفت لزوماً به معنای مصرف شدن  در داخل به شکل خام نیست؛ بخش عمده آن خوراک پالایشگاه‌ها و صنایع است و به بنزین، گازوئیل، نفت سفید، LPG، خوراک پتروشیمی و سایر فرآورده‌ها تبدیل می‌شود.
برای نمونه، در گزارش‌های مربوط به سال ۱۴۰۵، حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز نفت خام برای پالایشگاه‌های داخلی در نظر گرفته شده است و این نفت پس از فرآوری به فرآورده‌های مختلف تبدیل می‌شود. اما در شرایطی که صادرات نفت با محدودیت جدی مواجه شده، این حجم عظیم نفت خام را نباید صرفاً مصرف داخلی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را ماده اولیه یک اقتصاد بزرگ پالایشی و پتروشیمیایی دانست. مسئله اصلی اين است اگر نفت داریم، آیا بیشترین ارزش را از آن ایجاد می‌کنیم؟ اگر صادرات نفت محدود شود، یکی از نخستین راهکارها باید افزایش ظرفیت تبدیل نفت خام به فرآورده و محصولات با ارزش افزوده باشد.
به جای اینکه نفت خامی را که امکان فروش خارجی آن محدود شده در مخازن نگه داریم، می‌توان بخشی از آن را به فرآورده‌های مورد نیاز کشور تبدیل کرد و بخشی دیگر را به خوراک صنایع پایین‌دستی اختصاص داد. این موضوع در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا کشور همزمان با کسری بنزین نیز مواجه است و گزارش‌های اخیر از فاصله قابل توجه میان تولید و مصرف بنزین حکایت دارند.
طبق اعلام شرکت ملی پالایش و پخش، در هشت روز نخست شهریور ۱۴۰۵، متوسط توزیع بنزین از ۱۴۸ میلیون لیتر در روز عبور کرده است.بنابراین بخشی از نفت خام و میعانات می‌تواند پس از فرآورش، برای کاهش ناترازی فرآورده‌ها مورد استفاده قرار گیرد؛ اما این سیاست باید همراه با اصلاح الگوی مصرف، کاهش اتلاف انرژی و افزایش بهره‌وری باشد. تبدیل نفت به فرآورده بدون اصلاح سمت تقاضا، صرفاً ناترازی را به آینده منتقل می‌کند.
از این منظر، نفتی که نمی‌توان صادر کرد می‌تواند به خوراک افزایش تولید فرآورده‌های نفتی تبدیل شود؛ البته به شرط آنکه پالایشگاه‌ها از نظر ظرفیت، تعمیرات، تأمین تجهیزات و طرح‌های ارتقای کیفیت آمادگی لازم را داشته باشند.یک اشتباه مهم این است که تصور کنیم راه‌حل همه مشکلات، ساخت پالایشگاه جدید است.ایران اکنون چندین پالایشگاه بزرگ دارد و ظرفیت پالایش نفت خام و میعانات کشور قابل توجه است؛ برای نمونه، ظرفیت اسمی پالایشگاه‌های اصلی کشور بیش از ۲.۴ میلیون بشکه در روز اعلام شده است. بنابراین در شرایطی که صادرات نفت محدود شده، اولویت باید علاوه بر افزایش ظرفیت، افزایش بهره‌وری و پیچیدگی پالایشگاه‌های موجود باشد.پالایشگاهی که نفت خام بیشتری دریافت می‌کند اما مقدار زیادی نفت کوره و محصولات کم‌ارزش تولید می‌کند، الزاماً بهترین استفاده را از نفت انجام نمی‌دهد.هدف باید این باشد که از هر بشکه نفت، ارزش اقتصادی بیشتری استخراج شود.یعنی نفت خام  به فرآورده‌های باکیفیت، خوراک پتروشیمی ها  تخصيص يابر تا به  محصولات شیمیایی و پلیمری و ساير زنجيره با ارزش پتروشیمی، تبدیل شود. این همان چیزی است که اقتصاد ایران سال‌ها به آن نیاز داشته است، یعنی عبور از خام‌فروشی به سوی ارزش‌آفرینی. وزیر نفت باید مصرف نفت را دقیق‌تر توضیح دهد. وقتی وزیر نفت اعلام می‌کند روزانه چند میلیون بشکه نفت در داخل مصرف می‌شود، افکار عمومی حق دارد بداند این مقدار نفت دقیقاً در کجا مصرف می‌شود.باید مشخص شود چه مقدار: به پالایشگاه‌های نفت تحویل می‌شود؛ چه میزان به پالایشگاه‌های میعانات گازی اختصاص می‌یابد؛ چقدر خوراک پتروشیمی‌هاست، به نیروگاه‌ها یا سایر مصارف انرژی، چه میزان اختصاص می‌یابد؛ چقدر تبدیل به بنزین و گازوئیل می‌شود؛ چه میزان تبدیل به نفت کوره و سایر فرآورده‌ها می‌گردد و نهایتا، چه مقدار  به دلیل محدودیت صادرات، در مخازن یا زنجیره تولید نگهداری می‌شود.شفافیت در این اعداد، در شرایط فعلی بیش از همیشه ضروری است، زیرا وقتی جناب رییس جمهور محترم می فرمایند  “نفت صادر نمی‌کنیم” ، مردم باید بدانند نفت تولیدشده چه سرنوشتی پیدا می‌کند.اگر نفت در داخل پالایش می‌شود و به فرآورده تبدیل می‌ گردد، باید ارزش اقتصادی حاصل از این فرآیند مشخص باشد.اگر نفت به پتروشیمی‌ها داده می‌شود، باید میزان ارزش افزوده ایجادشده مشخص شود و اگر ظرفیت پالایش و پتروشیمی برای جذب نفت مازاد کافی نیست، باید فوراً برای آن راهکار ارائه شود.بعنوان مثال، افزایش تولید فرآورده به جای انباشت نفت خام، در شرایط محدودیت صادرات، باید ظرفیت پالایشگاه‌ها با حداکثر توان اقتصادی فعال شود و اگر کشور به بنزین نیاز دارد، تولید بنزین باید افزایش یابد. اگر گازوئیل مورد نیاز است، ظرفیت تولید گازوئیل باید افزایش پیدا کند و اگر فرآورده‌ای مازاد بر نیاز داخلی تولید می‌شود، باید امکان صادرات آن فراهم شود و صادرات هم الزاما از مسیر تنگه هرمز نیست،
جغرافیای ایران دارای مسیرهای متعدد برای صادرات و واردات، است. جناب آقای رئیس‌جمهور؛ در کنار افزایش ارزش داخلی نفت، کشور باید به‌صورت جدی به سمت تنوع‌بخشی به مسیرهای صادرات و واردات حرکت کند.استفاده از ظرفیت بنادر و پایانه‌های خارج از گلوگاه‌های پرریسک، توسعه مسیرهای زمینی و ریلی با کشورهای همسایه، سوآپ نفت و فرآورده، تهاتر و ایجاد مسیرهای تجاری منطقه‌ای باید در دستور کار قرار گیرد. این مسیرها در کوتاه‌مدت نمی‌توانند به‌طور کامل جایگزین ظرفیت عظیم دریایی خلیج فارس شوند؛ اما می‌توانند ریسک تمرکز تجارت خارجی بر یک مسیر و یک گلوگاه را کاهش دهند.این سیاست می‌تواند بخشی از درآمد صادرات نفت خام را به درآمد صادرات فرآورده تبدیل نماید.
علاوه بر مورد فوق، تبدیل نفت به خوراک پتروشیمی ها، از اهمیت ویژه برخوردار است و می تواند یک راهکار مهم باشد، پس مسیر مهم دیگر، اختصاص بخشی از نفت و میعانات به زنجیره پتروشیمی ها است.البته اینجا نیز نباید صرفاً به تولید متانول، اوره یا محصولات پایه بسنده نمود.هدف باید حرکت به سمت زنجیره‌های پایین‌دستی با ارزش افزوده بیشتر باشد.برای مثال، تبدیل خوراک به مواد پایه، سپس پلیمرها، مواد شیمیایی تخصصی و در نهایت محصولات نهایی می‌تواند چندین برابر ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به صادرات ماده خام ایجاد کند.ایران در این زمینه ظرفیت بزرگی دارد و محدودیت صادرات نفت می‌تواند فرصتی برای سرعت بخشیدن به همین مسیر باشد. راهکار دیگر، می تواند تهاتر نفت با تجهیزات و سرمایه‌گذاری، باشد. اگر فروش نقدی نفت دشوار شده است، باید از ظرفیت تهاتر نفت با تجهیزات، فناوری و خدمات فنی و مهندسی  استفاده کرد، یعنی بخشی از نفت یا فرآورده در مقابل دریافت تجهیزاتی که برای توسعه و به روز کردن پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، خطوط انتقال، حفاری و پتروشیمی‌ها نیاز داریم، مبادله شود.در این حالت، نفتی که امکان تبدیل سریع آن به ارز وجود ندارد، می‌تواند مستقیماً به سرمایه‌گذاری مولد تبدیل شود.
همچنین می توان،  نفت را به برق تبدیل کرد، اما با محاسبه دقیق ظرفیت سنجی و اقتصادی. در شرایطی که بخشی از ظرفیت نیروگاهی کشور آسیب دیده یا با کمبود سوخت مواجه است، استفاده از نفت و فرآورده‌های نفتی برای تولید برق ممکن است در کوتاه‌مدت ضروری باشد، اما این نباید به یک راه‌حل دائمی تبدیل شود. اقتصاد ایران باید به سمت نیروگاه‌های با راندمان بالا، سیکل ترکیبی، انرژی‌های تجدیدپذیر و کاهش شدت مصرف انرژی حرکت کند، در غیر این صورت، ممکن است نفت را بسوزانیم تا برق تولید کنیم، در حالی که همان نفت می‌توانست خوراک صنایع با ارزش افزوده بالاتر شود.این موضوع با توجه به شدت بالای مصرف انرژی ایران اهمیت ویژه‌ای دارد.
راهکار دیگر این است که مصرف داخلی نفت  را اقتصادی، کنیم. اینکه نفت در داخل مصرف می‌شود، به خودی خود خبر خوبی یا بدی نیست.سؤال اصلی باید این باشد که  هر بشکه نفت در داخل چه میزان ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند؟ اگر یک بشکه نفت به فرآورده‌ای تبدیل شود که نیاز کشور را تأمین کند و از واردات جلوگیری شود، آن وقت، محصول تولیدی، دارای ارزش اقتصادی است.اگر به محصولات پایین دست  پتروشیمی تبدیل و صادرات شود، قطعا ارزش بیشتری ایجاد می‌کند. اما اگر صرفاً با راندمان پایین سوزانده شود، قطعا یکی از کم‌ارزش‌ترین شکل‌های استفاده از یک منبع کمیاب خواهدبود. بنابراین باید از حسابداری حجمی نفت به سمت حسابداری ارزش نفت حرکت کنیم. راهکار دیگر اینکه پیشنهاد می شود “اتاق مدیریت نفت مازاد” ایجاد شود. در شرایطی که صادرات محدود است، پیشنهاد می‌شود یک کارگروه دائمی با حضور وزارت نفت، سازمان برنامه، وزارت اقتصاد، وزارت صمت، متخصصان نفتی و بخش خصوصی تشکیل شود تا روزانه مشخص کند:نفت تولیدی چقدر است؟صادرات واقعی چقدر است؟ظرفیت پالایش چه میزان است؟ظرفیت پتروشیمی برای جذب خوراک چقدر است و  چه میزان نفت مازاد داریم؟بهترین مقصد اقتصادی هر بشکه نفت کجاست؟ این تصمیم‌ها نباید بر اساس نگاه بخشی اتخاذ شود. ممکن است صادرات یک بشکه نفت در یک شرایط بهترین گزینه باشد، اما در شرایط دیگر تبدیل آن به فرآورده یا خوراک پتروشیمی ارزش بیشتری ایجاد کند.بنابراین باید برای هر بشکه نفت، بهترین مقصد اقتصادی تعیین شود.
اما‌ نکته مهم درباره سخن رئیس‌جمهور محترم، اگر امروز واقعاً امکان صادرات نفت به شدت محدود شده است، نباید صرفاً منتظر باز شدن مسیر صادرات بمانیم.اقتصاد کشور باید حتی در شرایط عدم صادرات نفت نیز بتواند از نفت خود ارزش اقتصادی ایجاد کند.این دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید از تهدید به فرصت برسیم.اگر نفت خام قابل صادرات نیست، آن را تبدیل کنیم.اگر فرآورده قابل صادرات است، صادر کنیم.اگر پتروشیمی ارزش بیشتری ایجاد می‌کند، خوراک  بیشتری به صنعت پتروشیمی بدهیم.اگر تجهیزات نیاز داریم، تهاتر کنیم و اگر بازار داخلی به فرآورده نیاز دارد، واردات را با افزایش تولید داخلی کاهش دهیم.
سخن رئیس‌جمهور محترم که “اکنون نمی‌توانیم نفت صادر کنیم” باید یک زنگ هشدار برای اصلاح ساختار اقتصاد نفتی ایران باشد، نه صرفاً یک خبر ناخوشایند.
در شرایط عادی، صادرات نفت می‌تواند بخشی از منابع ارزی کشور را تأمین کند؛ اما در شرایط بحران، اقتصاد مقاوم آن اقتصادی است که بتواند از همان نفت، فرآورده، محصولات پتروشیمیایی، برق، اشتغال، ارزش افزوده و درآمد ایجاد نماید.بنابراین انتظار از وزارت نفت این نیست که فقط اعلام کند روزانه چند میلیون بشکه نفت در داخل مصرف می‌کنیم، انتظار مهم‌تر این است که وزارت نفت دقیقاً اعلام کند هر بشکه از این نفت کجا می‌رود، چه ارزش افزوده‌ای ایجاد می‌کند و چه مقدار درآمد یا صرفه‌جویی ارزی برای کشور به همراه دارد.در شرایط فعلی، یک سؤال کلیدی باید روی میز وزارت نفت باشد، اگر نمی‌توانیم نفت را بفروشیم، چگونه می‌توانیم از هر بشکه آن بیشترین ارزش اقتصادی را برای ایران ایجاد کنیم؟ پاسخ این سؤال می‌تواند بخشی از راه خروج اقتصاد ایران از فشار فعلی باشد.نفتی که صادر نمی‌شود نباید به نفتی تبدیل شود که فقط مصرف می‌شود؛ باید به نفتی تبدیل شود که ارزش می‌آفریند و این شاید مهم‌ترین فرصت ایران در دل یک محدودیت بزرگ باشد، یعنی عبور از اقتصاد صادرات نفت خام به اقتصاد زنجیره ارزش نفت و گاز.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *