
دلنوشته: ماهان باوند سوادکوهی
“مردم شریف، بافرهنگ و اصیل ایرانزمین هموطنان عزیز و سرافراز”
ایران، تنها یک جغرافیا نیست؛
ایران، روایتِ بلندِ غیرت، نجابت، جوانمردی و ایستادگی است. سرزمینی که از دلِ تاریخ، کوروش کبیر را به جهان معرفی کرد، و از دلِ حماسه، رستم و سهراب را در حافظهی بشریت نشاند، و از بطنِ ایمان و وطندوستی، مردان و زنانی را پروراند که نامشان، چراغ راهِ این ملت شد.
ما فرزندان همان خاکیم؛ خاکی که در آن، مرام، معرفت، وفاداری و دستگیری از یکدیگر، نه شعار که شیوهی زیستن بود. ما وارثان فرهنگی هستیم که در آن، همسایه بینان نمیمانْد، درمانِ دردمند، آشنا و غریبه نمیشناخت، جهیزیهی دخترانِ این سرزمین با همت جمعی فراهم میشد، و نگهداری از پدر و مادرِ سالخورده و بیمار، عبادت شمرده میشد، نه بار.
در فرهنگ ایرانی، انسانیت همیشه بر منفعت مقدم بوده است. در این سرزمین، دلِ شکسته حرمت داشته، نانِ سفره، قداست داشته، و «مروت» از هر ثروتی ارزشمندتر بوده است.
اکنون اما، در روزگاری که وطن با دشواریها و فشارهای گوناگون روبهروست، بیش از هر زمان دیگر لازم است که به ریشههای خویش بازگردیم؛ به همان ریشههایی که از آن، دلیرمردان این خاک روییدند؛ به همان منشِ پهلوانی که در آن، انسان بودن پیش از هر عنوان و موقعیتی معنا مییافت.
درود و سپاس بیپایان بر مدافعان وطن؛ بر آنان که جان خویش را کف دست نهادند تا این سرزمین بماند، تا این مردم بمانند، تا ما در پشت جبهه، در کنار هم، با مسئولیت، همدلی و صبوری، پشتیبان آنان باشیم. یاد و نامِ شهیدان و قهرمانان این دیار، از همتها و باکریها تا باقریها، سلیمانیها، موسویها و همهی دلاورانی که با خون خویش، معنای وفاداری، اخلاص و عزت را در تاریخ این کشور ثبت کردند، جاودان باد.
آنان تنها رزمنده نبودند؛ آنان مکتب انسانیت، ایثار و مسئولیت بودند. آنان به ما آموختند که وطن، تنها با جان دادنِ فرزندانش حفظ نمیشود؛ بلکه با انسان ماندنِ بازماندگانش، با همدلیِ مردمش، و با وفاداریِ مسئولان و صاحبان نفوذش نیز استوار میماند.
اکنون زمان آن است که به دنیا و جهانیان نشان دهیم: ایرانی، اگر از تمدن کهن خود سخن میگوید، در عمل نیز اهل تمدن است؛ اگر به کوروش میبالد، به عدالت و کرامت انسانی نیز پایبند است؛
ما فرزندان همان خاکیم؛ خاکی که در آن، مرام، معرفت، وفاداری و دستگیری از یکدیگر، نه شعار که شیوهی زیستن بود. ما وارثان فرهنگی هستیم که در آن، همسایه بینان نمیمانْد، درمانِ دردمند، آشنا و غریبه نمیشناخت، جهیزیهی دخترانِ این سرزمین با همت جمعی فراهم میشد، و نگهداری از پدر و مادرِ سالخورده و بیمار، عبادت شمرده میشد، نه بار.
در فرهنگ ایرانی، انسانیت همیشه بر منفعت مقدم بوده است. در این سرزمین، دلِ شکسته حرمت داشته، نانِ سفره، قداست داشته، و «مروت» از هر ثروتی ارزشمندتر بوده است.
اکنون اما، در روزگاری که وطن با دشواریها و فشارهای گوناگون روبهروست، بیش از هر زمان دیگر لازم است که به ریشههای خویش بازگردیم؛ به همان ریشههایی که از آن، دلیرمردان این خاک روییدند؛ به همان منشِ پهلوانی که در آن، انسان بودن پیش از هر عنوان و موقعیتی معنا مییافت.
درود و سپاس بیپایان بر مدافعان وطن؛ بر آنان که جان خویش را کف دست نهادند تا این سرزمین بماند، تا این مردم بمانند، تا ما در پشت جبهه، در کنار هم، با مسئولیت، همدلی و صبوری، پشتیبان آنان باشیم. یاد و نامِ شهیدان و قهرمانان این دیار، از همتها و باکریها تا باقریها، سلیمانیها، موسویها و همهی دلاورانی که با خون خویش، معنای وفاداری، اخلاص و عزت را در تاریخ این کشور ثبت کردند، جاودان باد.
آنان تنها رزمنده نبودند؛ آنان مکتب انسانیت، ایثار و مسئولیت بودند. آنان به ما آموختند که وطن، تنها با جان دادنِ فرزندانش حفظ نمیشود؛ بلکه با انسان ماندنِ بازماندگانش، با همدلیِ مردمش، و با وفاداریِ مسئولان و صاحبان نفوذش نیز استوار میماند.
اکنون زمان آن است که به دنیا و جهانیان نشان دهیم: ایرانی، اگر از تمدن کهن خود سخن میگوید، در عمل نیز اهل تمدن است؛ اگر به کوروش میبالد، به عدالت و کرامت انسانی نیز پایبند است؛
اگر از رستم و پهلوانان این سرزمین یاد میکند، در میدان زندگی نیز پهلوانی را فراموش نمیکند.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، همه باید در کنار هم بایستیم؛ دولتمرد و مسئول، پزشک و پرستار، مهندس و کارآفرین، بازرگان و بازاری، کارگر و کارمند، صاحبخانه و مستأجر، همه و همه، دست در دست هم، به پویش انسانیت بپیوندیم.
بیایید رحم را به روابط خود بازگردانیم؛ محبت را چاشنی رفتارمان کنیم؛ و در این روزهای سخت، بهجای افزودن بر رنج مردم، مرهمِ درد یکدیگر باشیم. آنکس که در این شرایط، دلِ مردم را نمیشکند، آنکس که برای چند تومان بیشتر، انصاف را قربانی نمیکند، آنکس که کارگر را، همسایه را، بیمار را، و نیازمند را فراموش نمیکند، اوست که بهراستی از تبارِ جوانمردی و شرافت است.
هموطن عزیزم خداوند به سفرهات برکت، به روزیات وسعت، و به دلت آرامش عطا فرماید. دنیا با وجود انسانهایی چون تو زیباتر است؛ تو که باعث حالِ خوبِ دیگرانی، تو که در این روزگار دشوار، همچنان انسان ماندهای.
آری؛ هر جا که محبت باشد، هر جا که انصاف جاری باشد، هر جا که دستِ نیازمندی گرفته شود، و هر جا که دلِ انسانی آرام گیرد، همانجا بهشت است.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، همه باید در کنار هم بایستیم؛ دولتمرد و مسئول، پزشک و پرستار، مهندس و کارآفرین، بازرگان و بازاری، کارگر و کارمند، صاحبخانه و مستأجر، همه و همه، دست در دست هم، به پویش انسانیت بپیوندیم.
بیایید رحم را به روابط خود بازگردانیم؛ محبت را چاشنی رفتارمان کنیم؛ و در این روزهای سخت، بهجای افزودن بر رنج مردم، مرهمِ درد یکدیگر باشیم. آنکس که در این شرایط، دلِ مردم را نمیشکند، آنکس که برای چند تومان بیشتر، انصاف را قربانی نمیکند، آنکس که کارگر را، همسایه را، بیمار را، و نیازمند را فراموش نمیکند، اوست که بهراستی از تبارِ جوانمردی و شرافت است.
هموطن عزیزم خداوند به سفرهات برکت، به روزیات وسعت، و به دلت آرامش عطا فرماید. دنیا با وجود انسانهایی چون تو زیباتر است؛ تو که باعث حالِ خوبِ دیگرانی، تو که در این روزگار دشوار، همچنان انسان ماندهای.
آری؛ هر جا که محبت باشد، هر جا که انصاف جاری باشد، هر جا که دستِ نیازمندی گرفته شود، و هر جا که دلِ انسانی آرام گیرد، همانجا بهشت است.